الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

23

شرح كفاية الأصول

و لا ينافى اختصاصه . . . مصنّف در اين متن به سؤال مقدّرى ، جواب مىدهد : سؤال - اگر مثل لفظ « كلّ » از صيغه‌هاى اختصاصى عموم است ، پس چرا گاهى در خصوص نيز استعمال مىشود ، مانند : « زيد كلّ النّاس » كه در اينجا ادّعا شده زيد ، تمام مردم است . جواب - استعمال لفظ « كلّ » در خصوص ، با اختصاص داشتن اين لفظ به عموم ، منافات ندارد ، زيرا لفظ « كلّ » مىتواند مجازا در خصوص نيز استعمال شود ، يا به اين صورت كه ادّعا شود اين خصوص ، عموم است و يا به سبب علاقه عموم و خصوص باشد . براى آنكه مطلب واضح شود ، لازم است دربارهء اقسام مجاز و نظر مشهور و سكاكى در مجاز ، توضيحاتى داده شود . نظر مشهور در مجاز نظر مشهور در باب مجاز اين است كه لفظ ، با قرينه صارفه و علاقهء « 1 » معتبره‌اى ، در غير موضوع له خودش استعمال شود . و لذا ادبا گفته‌اند كه مجاز بر سه قسم است : 1 - مجاز در حذف ، مانند : « جاء ربّك » أى : جاء أمر ربّك ، و مانند : « و اسأل القرية » أى : و اسأل اهل القرية . « 2 » 2 - مجاز در كلمه ، يعنى كلمه در غير معناى حقيقى خودش به كار رود ، مانند : « رأيت أسدا يرمى » كه « أسد » به معناى حقيقى ( حيوان مفترس ) نيست بلكه به معناى « رجل شجاع » مىباشد ، به سبب علاقه مشابهت در شجاعت . 3 - مجاز در إسناد ، يعنى اسناد به غير ما هو له باشد ، مانند : « جرى الميزاب » كه حقيقتا إسناد جريان به آب است ، ولى مجازا به ناودان اسناد داده شده است ، به سبب علاقهء حالّ و محلّ .

--> ( 1 ) . برخى علاقه بين حقيقت و مجاز را تا بيست و پنج مورد دانسته‌اند . ( 2 ) . البته در اين موارد نظر دقيقى است كه نياز به تقدير چيزى نمىباشد .